نویسنده : علي قاسمي
![]() |
![]() |
آرمگدون نام نبردی است كه به باور مسیحیان صهیونیست در آخرالزّمان، در منطقهای به نام «مجدو» رخ خواهد داد و در آن نبرد، نیروهای مسیح و ضدّ مسیح، كه نماد حقّ و باطلند، با هم میستیزند و سرانجام نیروهای مسیح پیروز میشوند و از آن پس، یهودیان سروران زمین خواهند بود و دیگران بندگان آنان. به باور نگارنده دست استعمار از آستین باورنمایی مذهبی بیرون آمده است و سر آن دارد كه سرتاسر جهان را با دود و آتش دمساز كند؛ چه مردم اگر پشتیبان دولت خویش نباشند، آن دولت در رسیدن به مقاصد خود زبون است؛ از این رو برای آنكه ملّت خویش را برای چیرگی بر جهان با خود همراه كنند نبرد هستهای بزرگی را كه ناگزیرند به راه اندازند، رنگ مذهبی بخشیدهاند و آن را از باورهای مسیحیان و یهودیان میشناسانند.
از سوی دیگر در روایات اسلامی نیز سخن از نبردی خانمانسوز به نام «قرقیسیا»، كه در منطقهای به همین نام رخ خواهد داد، به میان آمده است و متأسّفانه برخی، بدون آشنایی كامل، به این همانی این دو نبرد دامن میزنند؛ حال آنكه بیگمان این دو یكی نیستند و دلایل زیادی پشتیبان این ادّعا است؛ از جمله: 1. یكسان نبودن در منطقه جغرافیایی؛ 2. ناهمگونی در شخص موعود منتظَر؛ 3. ناهمگونی در تعیین مصداق دشمنان موعود؛ 4. ناهمگونی در علّت پیدایی؛ 5. ناهمگونی در تعداد تلفات؛ 6. خرافی بودن آرمگدون و مبناداری قرقیسیا.
آرمگدون، معنای اصطلاحی و منطقه جغرافیایی
آرمگدون یا همان هرمجدون، واژهای عبری است كه از دو بخش «هار» به معنای «تپّه» و «محلّ مرتفع» و «مجیدو» به معنای «اشراف و شریفان» تشكیل شده است؛ بنابراین معنای عبری آرمگدون، «تپه شریفان» است. این تپه بزرگ كه در نقشههای قدیم و جدید با عنوان «مجیدو» مشاهده میشود، ناحیهای است در 55 مایلی شمال «تلآویو» و 15 مایلی دریای «مدیترانه» و در كرانه غربی «رود اردن». مجیدو شهری است كه در طول تاریخ، منطقهای استراتژیك بوده است. این شهر بر سر راه شرق، غرب، شمال و جنوب قرار داشته و جنگهای بسیاری در آن رخ داده است.
در این ناحیه دشت بزرگی هست كه «أسدریلیون» نام دارد و در «كتاب مقدّس» از آن با نام «دشت جرزیل» یاد شده است. در «قاموس كتاب مقدّس»، زیر مدخل «مجد» و «مجدّون» آمده است: «محلّ سپاه شهر منسّی كه در مرز و بوم یسّاكار واقع و سابقاً ملك كنعانیان بود و یوشع این شهر را با دهات آن مفتوح ساخت.1 مدّت مدیدی بود كه بسیاری معتقد بودند كه مجدّو همان «لجّون» است كه بزرگترین شعبه «رود مقطع» از آن میگذرد و در صورت صحّت این رأی، شعبه مرقوم همان آبهای مجدّو خواهد بود.2 در نهایت تامسن محلّ مجدو را در «تلّ الموتاسلیم»، كه به فاصله كمتر از یك ربع فرسخ در شمال لجّون واقع شده بود، قرار داد. حفّاریهای اخیر نشان دادهاند كه قلعه مجدّو در این مكان، قرار داشته است. بقعه مجدّو4 همان جایی است كه باراق و دبوره بر كنعانیان چیرگی یافتند؛ در حالتی كه سیسرا سردار لشكر ایشان بود5 و آخریا، پادشاه یهودا نیز در آنجا جهان را بدرود گفت و یوشیا نیز در آنجا از دنیا رفت6 و در رساله «مكاشفه یوحنّا»7 هرمجدّون خوانده شده است.
بنیادگرایان انجیلی بر این باورند كه در آخرالزّمان نیروهای شرّ ضدّ اسرائیل متّحد میشوند؛ ارتشی چهارصد میلیونی گرد میآورند و علیه مسیح صفآرایی و نبرد میكنند؛ امّا مسیح نخستین ضربه را با سلاحهای كشنده خود بر آنان وارد میكند و این ارتش را نابود میكند و در آن موقع خون تا افسار اسبها خواهد رسید. این جنگ كه فرجامی خوشایند خواهد داشت، با ایمان آوردن یهود به مسیح به عنوان منجی ایشان، پس از آنكه دو سوم آنان در این نبرد از میان میروند، به پایان خواهد رسید. مسیح مؤمنان به خویش را به بالای ابرها میبرد و سپس با آنان فرود میآید و آنان برای هزار سال تحت حكومت مسیح و سروری یهود بر تمام جهان، به عنوان قوم برگزیده زندگی سعادتمندی خواهند داشت.
آرمگدون، نبردی هستهای!
به باور انجیلیها بازگشت دوباره مسیح میسّر نمیشود؛ مگر آنكه پیش از آن، جنگها، بلاها، فساد و تباهی در زمین فراگیر شود و جنگی هستهای به وقوع پیوندد كه بیشتر شهرهای جهان را نابود میكند. در این زمان آمریكا، در حالی كه دچار انحطاط اخلاقی شده در كنار اسرائیل قرار میگیرد.
چنانكه گفته شد، در این جنگ دو سوم یهود از میان میروند و یك سوم باقی مانده به مسیح موعود خویش ایمان میآورند.
گریس هالسل در كتاب خود، «تدارك جنگ بزرگ» مینویسد:
در سال 1980 م. من شروع به نگاه كردن به برنامههای عامّهپسند تلویزیونی آمریكایی كشیشان پروتستان كردم كه بنابر تحقیق نیلسن در سال 1985 م. به تخمین، در حدود 60 میلیون بیننده آنها را تماشا میكنند. این برنامهها پیوسته میكوشند مردم را متقاعد سازند كه لازم نیست در راه صلح بكوشند؛ بلكه به جای آن باید جنگ را بخواهند؛ زیرا كه خواست خداست. این كشیشان میگویند كه خداوند از ازل مقرّر فرموده است كه دقیقاً همین ما مردمانی كه در این نسل زندگی میكنیم، باید به این جنگ هستهای دست بزنیم. این كشیشان آیات انجیل و اغلب «كتاب حزقیال» و «كتاب دانیال نبی» و «مكاشفات» را نقل میكنند تا اثبات كنند كه ما در دوره آخرالزّمان هستیم. قصد اینان این است كه «موعظه كوه» را نادیده انگارند. این را هم به یاد كسی نمیآورند كه راه و روش عیسی مسیح بر قدرت نظامی استوار نبود؛ بلكه با پیام صلح ظهور كرد.
همانگونه كه در ادامه نیز خواهد آمد، بسیاری از سردمداران حكومت آمریكا از بنیادگرایان انجیلی و صهیونیستند و بسیاری از تصمیمهای سیاسی را كشیشان انجیلی میگیرند و به آنان دیكته میكنند. رونالد ریگان، رئیس جمهور اسبق ایالات متّحده نیز جزو این دسته از دولت مردان آمریكا و باورمند به آرمگدون هستهای است. در یكی از روزها، هنگامی كه فرانك كارلوچی و گاسپار واینبرگر با او درباره سلاحهای هستهای سخن میگویند، با سخنرانی طولانی ریگان درباره آرمگدون مواجه میشوند.
پیشتر گفته شد كه آرمگدون (هارمجدّون) تنها یك بار در كتاب مقدّس آمده است؛ لیكن كشیشان انجیلی آیات متعدّدی را از كتابهای مندرج در عهدین استخراج كردهاند كه گویای نشانههایی از جنگی بزرگ است و در مقام تفسیر، آن آیات را به نبرد آرمگدون تطبیق میدهند و بر این ادّعا پافشاری میكنند؛ برای نمونه در كتاب «حزقیال نبی» آمده است:
بارانهای سیلآسا و تگرگ سخت، آتش و گوگرد، تكانهای سختی در زمین پدید خواهند آورد، كوهها سرنگون خواهند شد، صخرهها خواهند افتاد و جمیع حصارهای زمین منهدم خواهد گردید.
همچنین در كتاب «زكریای نبی» آمده است:
گوشت ایشان در حالتی كه بر پاهای خود ایستادهاند، كاهیده خواهد شد و چشمانشان در حدقه گداخته خواهد گردید و زبان ایشان در دهانشان كاهیده خواهد شد.
كشیشان بنیادگرا این توصیفها را نشانه استفاده از سلاحهای تاكتیكی هستهای میدانند. جك وانا امپ، كشیش تلویزیونی انجیلی میگوید: آیا به این ترتیب كتاب مقدّس به ما میآموزد طیّ مصیبت بزرگ جنگی هستهای به وقوع خواهد پیوست؟ بی شك بله! و یك سوم انسانهای روی زمین با آتش و دود و گوگرد از بین خواهند رفت و آتش ارتش شمالی ـ ارتش روسیه ـ را، كه به سوی اسرائیل در حركت است، خواهد بلعید. آتش خشم او تمام زمین را خواهد بلعید؛8 سپس آگاه باشید روزی فرا خواهد رسید كه آتش و گرمای آن چون آتش و گرمای جهنم خواهد بود.9 به همین دلیل عهد قدیم و عهد جدید درباره هولوكاست هستهای اتّفاق نظر دارند.
آرمگدون و مبلّغان انجیلی
كشیشان بنیادگرای انجیلی از دهه هفتاد قرن بیستم میلادی به بعد فعّالیتهای تبلیغی خود را به گونه جدّی آغاز كردند. راهاندازی دهها شبكه تلویزیونی و پخش برنامههای چند ساعتی روزانه از آن، برپایی «كلیساهای كتاب مقدّس» و تربیت كشیشانی با عقاید بنیادگرایی و حامی صهیونیسم، نگاشتن و نشر كتابها و مقالههای متعدّد و... از جمله فعّالیتهای آنان است.
كلیساهای كتاب مقدّس، دانشگاههایی مذهبی به شمار میروند كه در «دالاس» قرار دارند و خاستگاه اعتقادی این مدّعا هستند كه خداوند از ما میخواهد كره زمین را نابود كنیم. از این دانشگاه كشیشهای بسیاری
فارغ التّحصیل شدهاند كه در حال حاضر در بیش از هزار كلیسای كتاب مقدّس، بشارت دهنده عقیده آرمگدون هستند. این كلیساها در سراسر ایالات متّحده، از شمال تا جنوب آن دیده میشوند كه به هیچ كلیسایی وابسته نیستند و مستقل عمل میكنند. آنها فقط با سازمان بینالمللی همكاری با كلیساهای كتاب مقدّس رابطه دارند. وب سایت آشكار ساخت ایالتهای «میشیگان» و «نیوجرسی» و «پنسیلوانیا» از جمله ایالتهایی هستند كه «كلیساهای كتاب مقدّس» بیشتری در آنجا یافت میشود و تری استلند به تاریخ 12 فوریه 1999 م. در روزنامه «وال استریت ژورنال» نوشت: اكثر كلیساهای كتاب مقدّس ارتباط روحی و معنوی تنگاتنگی با دانشگاه مذهبی دالاس دارند و به طور مستقیم یا غیر مستقیم اكثر كشیشها از آنجا فارغ التحصیل میشوند.
اكنون آمریكاییان به بیش از 1400 ایستگاه رادیویی مذهبی گوش میدهند. از 80،000 كشیش بنیادگرای پروتستان كه روزانه از 400 ایستگاه رادیویی سخنپراكنی میكنند، اكثریت هواخواهان مشيّت الهی هستند. این كشیشان به شنوندگان خود اطمینان خاطر میدهند كه در حمایت خداوند قرار دارند. برخی از عامّه پسندترین كشیشان واعظ انجیلی تلویزیونی، كه خداشناسی هارمجدّون را تبلیغ میكنند، عبارتند از: پت رابرتسون كه میزبان نمایش سریع السّیر 90 دقیقهای روزانهای به نام باشگاه 700 است، جیمی سواگارت، اورال رابرتس كه برنامههای تلویزیونی او را 77/5 میلیون خانوار (یا 8/6 درصد همه بینندگان) تماشا میكنند، جری فالول با «ساعت بشارت انجیل كهن» خودش هر هفته به 6/5 میلیون خانوار (6/6 درصد همه بینندگان تلویزیون) سر میزند، كِنِت كوپلند هر هفته به 9/4 میلیون خانوار (8/5 درصد همه بینندگان) دسترسی دارد، ریچارد دوهان با برنامه «روز اكتشاف» خود با 075/4 میلیون خانوار (8/4 درصد همه بینندگان) دسترسی دارد. جك ون امپ از «رویال آك»، «ایالت میشیگان»؛ او مجری برنامهای هفتگی است كه بیش از 90 ایستگاه تلویزیونی بر روی امواج UHF و 43 ایستگاه رادیویی آمریكایی و بینالمللی به وسیله ترانس ورلد آن را پوشش میدهند و برای سراسر جهان پخش میكنند. چارلز تایلر از «هانتینگتون بیتچ»، «ایالت كالیفرنیا»؛ او برنامه خویش را به نام «امروز در پیشگوییهای كتاب مقدّس» به وسیله بیش از بیست ایستگاه منطقهای و محلّی و در سطح بینالمللی از راههای ماهوارهای «اسپیسنت وست كام» و «گالاكسی» پخش میكند. استوارت مك برنی، مدیر انستیتو تحقیقات و پژوهشهای مذهبی كالیفرنیا. وی نشریه خاصّی با تعلیقهها و تفسیرهای خاص منتشر میكند. جك اسمیت برنامه خویش را به نام «جهان امروز» به وسیله صدها ایستگاه و شبكه ماهوارهای «گالیكاری» پخش میكند و كلیسای گالیكاریاش در «گوستاومیسای كالیفرنیا» افزون از 600 كلیسا در ایالت متّحده و 100 كلیسا در سراسر جهان دایر كرده است و 25 هزار پیرو دارد. رای بِرِد بكر كه بر برنامه «اخبار خداوند، ماورای اخبار» اشراف دارد و برنامه «نگاهی به اخبار» را پخش میكند. پل كراچ از راه شبكه «ترنیتی» برای آمریكاییها و به وسیله ماهوارهها برای جهانیان برنامههایی پیرامون پیشگوییهای روز واپسین پخش میكند و هال لیندسی از جمله مهمانان همیشه حاضر در این برنامه است و علاوه بر آن كراچ هر صبح شنبه برنامه رادیویی ویژهای را خود در «رادیو لس آنجلس» اجرا میكند و ناشر مجله «اخبار شمارش معكوس» است.
جیمز س. دابسون، مجری برنامههای مذهبی «كولورادو» و بنیانگذار جمعیتی مذهبی است. تخمین زده میشود تعداد اعضای این جمعیت بیش از دو میلیون نفر و شعبههای آن در 34 ایالت پراكنده شده باشد، تعداد كارمندان دریافت كننده حقوق از آن به 1300 نفر رسیده و بودجه سالانهای معادل 114 میلیون دلار به آنها اختصاص یافته باشد و برنامه تلویزیونی و رادیویی هفتگیاش 28 میلیون نفر را پوشش دهد. لوییس پالاو؛ او توجّه روزنامه «نیویورك تایمز» را به سبب تواناییاش در بسیج مردم، به خود جلب كرد؛ به همین منظور روزنامه در سال 1999 م. تصویر او را در صفحه اوّل به عنوان پدیدهای اجتماعی چاپ كرد و تخمین زده میشود در 67 كشور جهان برای حدود 12 میلیون نفر سخنرانی كرده باشد. او برنامه تلویزیونی هفتگی خویش را با مشاركت ایستگاههای تلویزیونی دیگر به همراه برنامه رادیویی مخصوص به خود روزانه سه مرتبه و در سه نوبت برای 22 كشور جهان پخش میكند.
تعداد كاهنان مبلّغ آرمگدون بیش از اینها است. برخی نیز چون اورال رابرتس، كاهن تولسا، و. الف. كریسول و ... نیز در زمینه جمعآوری كمكهای انبوه مردمی و تشویق آنها به این امر فعّالند. دانشگاهها، مدارس و مؤسّسههای بسیاری نیز به وسیله بنیادگرایان تأسیس شده كه باورهای آنان را آموزش میدهند و تبلیغ میكنند. مدرسههای انجیلی بسیاری ـ چه فرقهای، چه بیرون فرقهای ـ در سراسر آمریكا اصول مشيّت الهیگرایی و خداشناسی هارمجدّون را بر پایه پرستش اسرائیل میآموزند. دیل كراوْلی، كشیش پروتستان مقیم «واشینگتن دی سی» كه پدرش، دیل كراولی، پدر یكی از پایهگذاران مجمع ملّی سخن پراكنان مذهبی است، به هالسل گفته است كه مدرسههایی مانند «مؤسّسه انجیلی مودی شیكاگو»، «كالج انجیلی فیلادلفیا»، «مؤسّسه انجیلی لوس آنجلس» و در حدود 200 مؤسّسه دیگر، دانشجویان را به سراشیبی تند اسكوفیلدگرایی، مشيّت الهیگرایی و پرستش اسرائیل میرانند. هشتاد تا نود درصد استادان و دانشجویان كتاب «اسكوفیلد» را میخوانند و به حالت جذبه و ربودگی عروج به پیشگاه الهی و نیز هارمجدّون هستهای اعتقاد دارند. حالا در این مدرسههای آموزش انجیل در حدود 100،000 دانشجو تحصیل میكنند. این دانشجویان پس از پایان تحصیل، كشیش پروتستان میشوند، به میان مردم میروند و این دیدگاه را تبلیغ میكنند یا اینكه خودشان مدرسههای آموزش انجیل به راه میاندازند و در آن تدریس میكنند.
جری فالول و هال لیندسی، از رهبران پروتستانهای ایوانجلیك گفتهاند: خداوند از ما میخواهد وارد جنگ خطرناكی شویم. این جنگ حدّ و مرزی برای تاریخ بشری قرار نمیدهد و اكنون در حالی كه حدود دوازده دولت جهان سلاح هستهای در اختیار دارند، میتوانیم بر سراسر جهان غلبه كنیم.
راست مسیحیان یا همان بنیادگرایان انجیلی با اسلام و مسلمانان دشمنی جدّی دارند. جری فالول همان است كه در برنامهای 60 دقیقهای در شبكه تلویزیونی «سی بی اس» به تاریخ هشتم اكتبر 2002 م. آشكارا به ساحت مقدّس حضرت ختمی مرتبت، محمّد مصطفی(ص) اهانت كرد. در پی اظهارات توهینآمیز او افزون بر ملّتهای مسلمان در كشورهای متعدّد، سازمان كنفرانس اسلامی نیز، طیّ واكنشهایی، سخنان این كشیش و اقدام شبكه تلویزیونی یاد شده را در پخش آن محكوم كرد. فالول در جایی گفته است:
هر رفتاری كه دیگر كشورها با اسرائیل داشته باشند خداوند نیز همان رفتار را با آنها خواهد داشت.
نوام چامسكی نیز مسلمانان را دشمن مشترك ایوانجلیكها و یهودیان میداند. پت رابرتسون، رئیس سازمان ائتلاف مسیحی میگوید:
اسرائیل از برخی اراضی عقبنشینی خواهد كرد؛ امّا از اورشلیم صرف نظر نمیكند و نتیجه آن جنگ، فرجام تاریخ است.
كشیشان انجیلی به فرجام جهان به همراهی نابودی زمین میاندیشند و آن را آرزو میكنند و باور به آن را در فكر و دل آدمیان میگنجانند و این برای آینده بشر بسیار خطرناك است و میتواند نتایج جبرانناپذیری را در پی داشته باشد. اندیشمندان و روشنفكران انسان دوست است كه به طور جدّی با این طامّهبافیها و خرافهپرستیها مبارزه كنند. جری فالول گفته است:
در آرمگدون اوّلین و آخرین زد و خوردها به وقوع میپیوندد. سپس خداوند از این جهان و هستی خلاص میشود. او این زمین را نابود خواهد كرد... این آسمانها و زمین را... میلیاردها نفر در آتش جنگ آرمگدون خواهند مرد.
در كتاب «المسیح المنتظر و نهایـ[ العالم» از قول او آمده است: ما بر این باوریم كه در واپسین روزهایی به سر میبریم كه بازگشت خداوند در پی آن است. باور ندارم این رویداد تا پایان عمر كودكانم طول بكشد.
بیلی گراهام در سال 1970 م. جهانیان را از اینكه جهان به سرعت به سمت رخ دادن آرمگدون پیش میرود برحذر داشت و گفت: چه بسا نسل كنونی از جوانان، آخرین نسل تاریخ باشد.
آرمگدون و دولتمردان آمریكا
راست مسیحی از میان مؤسّسههایی سر برآورد كه بر ارزشهای اخلاقی مسیحيّت تأكید داشت و مبارزه با كمونیسم آن را به جریانی ملّی، مردمی تبدیل كرد. با پیدایی جریان احیای مذهبی در دهه هفتاد میلادی دیگر مؤسّسههای داخلی افراطگرایان مسیحی فعّالیتهای خود را به امور اخلاقی ـ سنّتی و مسیحی محدود نمیكردند؛ همچنین در بُعد خارجی نیز تنها به تبشیر و مبارزه با كمونیسم اكتفا نكردند؛ بلكه به لابی مسیحی در سیاست خارجی آمریكا تبدیل شدند. مهمترین سیاستهای آنها را میتوان در چنین مواردی خلاصه كرد: سیاست آمریكا در قبال اسرائیل توقّف فعّالیتهای تسلیحاتی؛ توجّه به دفاع؛ وام دادن به صندوق جهانی پول و توجّه به سازمان ملل و تجارت جهانی. در واقع جریان راست مسیحی در همه اجزای دولت ایالات متّحده رسوخ كرده است و در مطالعههای جریان شناسانه باید در تمام جهتگیریهای سیاسی، نظامی و فرهنگی آن كشور، افكار و باورهای راست مسیحی را در نظر داشت. این جریان آنچنان قدرت یافته است كه به گونهای میتوان گفت امروز آمریكا با اراده بنیادگرایان انجیلی اداره میشود. به گفته رضا هلال 25% نیروی رأی دهنده مؤثّر یا ده برابر آرای یهود و 4 برابر آرای لائیكها و 3 برابر آرای سیاهپوستان مسیحی از آنِ ایوانجیلیهای پروتستانی سفیدپوست است و نكته مهم اینكه در جامعه آمریكا بالاترین سطح آموزش، تحصیلات، درآمد و اشتغال از آنِ ایشان است و در انتخابات سال 1994 م. سی و یك كرسی حزب جمهوریخواه را از آنِ خود كردند.
راست مسیحی پا را از این هم فراتر گذاشته است و سعی دارد به همه اركان و اجزای حكومت دست یابد. پیش از این
پت رابرتسون، رئیس ائتلاف مسیحی گفته بود:
اكنون وقت پاكسازی كاخ سفید فرا رسیده است و ما به لیبرالیستها اجازه نمیدهیم با پیروزی در انتخابات سال 1998 م. بر كنگره حاكم شوند.
حمایت از اسرائیل مهمترین سیاست راست مسیحی است و هر امری كه متوجّه منافع اسرائیل باشد در رأس امور مسیحیان صهیونیست است و به این تعبیر میتوان گفت اسرائیل تصمیم گیرنده اصلی دولت آمریكاست؛ این در حالی است كه یهودیان صهیونیست نیز به نوبه خود سهم مهمّی در سیاست، اقتصاد و فرهنگ ایالات متّحده
دارند و بسیاری از بازوهای اجرایی حكومت این كشور، مستقیم یا غیر مستقیم، با اراده یهودیان به حركت در میآید.
نظرات شما عزیزان: